تغيير، لازمه بقاي نسل ها

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۰۳

تغيير، لازمه بقاي نسل ها
گفت وگو با دكتر مجيدرضا رجبي

ما چند كانون مهم براي تربيت داريم، خانواده، رسانه، جامعه و مدرسه. در قديم اين سازمان ها نبودند و همه آنها در خانواده خلاصه شده بود. خانواده در قديم داراي تقسيم هويت بود ولي الان نيست ما خيلي وقت ها بچه را با لذت رنج بزرگ مي كنيم نه رنج لذت
نسل قديم به پدر و مادر خود خيلي اعتماد داشتند اما در نسل جديد اين گونه نيست، اعتماد سرمايه اجتماعي است. در ايران اعتماد به مادر ۹۷ درصد و به پدر ۹۶ درصد است. اعتماد در جوان روح اميدواري ايجاد مي كند
در پرونده اين هفته به بررسي موضوع اخلاق، رفتار و ادبيات نسل چهارم مي پردازيم، ما اين گونه مي دانيم كه اخلاق و رفتار نسل چهارمي ها تغييرات عمده داشته است و اصول گذشتگان را ديگر قبول ندارند. آنها به فكر انجام كارهاي جديد هستند اما نمي توان در مقابل سنت هم كاري كرد. به دنبال راه حلي براي اختلاف بين نسل ها تصميم گرفتيم به صورت علمي آن را مورد بحث قرار دهيم. معمولااين گونه بحث ها را بايد با يك جامعه شناس يا يك روانشناس انجام داد، ما سراغ دكتر مجيدرضا رجبي، جامعه شناس و روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد رفتيم. از دكتر رجبي خواستيم به صورت ريشه يي و اساسي درباره اين موضوع با هم به گفت وگو بنشينيم.

مي خواهيم بدانيم كه نسل ها بر چه اساسي دسته بندي مي شوند؟
گروهي نسل ها را بر اساس حوادث تاريخي جدا مي كنند و بعضي ديگر سال تقويمي را مي گويند، مثلاگروهي كه سال ۱۳۱۰ به دنيا آمده اند و بر اين اساس نسل ها هر ۳۳سال تغيير مي كنند، عده يي ديگر بر اساس تغييرات فيزيولوژيك نسل ها را دسته بندي مي كنند. اين تقسيم بندي كلي است كه درباره نسل ها وجود دارد.

اخلاق و رفتار نسل جديد و ادبيات اجتماعي آنها چه فرقي با نسل پيش دارد؟
من ابتدا يك مقدمه خيلي كوتاه درباره اين بحث براي شما مي گويم، اولادرباره تفاوت و شكاف بحث هاي مختلفي وجود دارد، گاهي اوقات نسل هاي جديد كارهايي را كه ما براي پدران و مادران خود انجام مي داديم به عنوان معيار و سرمايه اجتماعي قبول ندارند و آن كارها را انجام نمي دهند، اين ديگر تفاوت نسلي نيست بلكه شكاف است، تعبيري وجود دارد كه مي گويند رشد بشر از زماني كه وارد پروسه تمدن شده از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ يك طرف و از سال ۲۰۰۰ تا الان به يك طرف است. تغييرات هر ساله با سرعت بيشتري روي نسل ها تاثير مي گذارد. اين در حالي است كه تغييرات در سال ۲۰۲۵ به يك ساعت مي رسد، يعني در هر ساعتي آدم ها تغيير مي كنند. مي گويم تغييرات مانند يك فيلم عروسي است. شما اگر يك فيلم عروسي ۲۰ سال پيش را ببينيد خيلي از تغييرات تعجب مي كنيد اما اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه اين تغييرات لحظه به لحظه بوده و جامعه آنها را پذيرفته است. به اعتقاد من تغييراتي كه در اين عصر هست با هيچ زماني قابل مقايسه نيست، نسل امروز با نسل ديروز در سطح جهاني تفاوت هاي زيادي دارد، آن هم به دليل مولفه هاي نسل گذشته با امروز است كه تغيير كرده، اما يك نكته وجود دارد: ما در اصول نسل ها اختلاف نداريم بلكه در الگوي اخلاقي اختلاف داريم. براي مثال وقتي پدر من مسلمان است، من هم مسلمان هستم و پسر من هم مسلمان است اما نگاه ها مي تواند متفاوت باشد. پيامبر اسلام مي گويند كه كودك اختيار دارد و تا هفت سالگي بايد پادشاهي كند. پس بايد بگذاريم كودك، كودكي كند. در ايران يكي از دلايل تغيير، تغيير كار فلاحتي به تجارتي و مصرف گرايي است كه باعث تغيير و تحول مي شود و اولين مكان اين تغيير خانواده است.

از آنجايي كه اين صفحه به نام نسل چهارم است، و هر نسلي تعريف خاصي از نسل خود دارد، براي ما يك تعريف از نسل هاي مختلف بيان كنيد و شفاف آنها را توضيح دهيد.
نسل اول مولفه هاي خاص و مشتركي ندارد. نسل اول نسلي است كه انقلاب كرده است. در واقع انسان هايي هستند كه در دهه ۲۰ به دنيا آمده اند. اما ما در ايران طبقه بندي نسلي را براساس حوادث تاريخي انجام مي دهيم. نسل دوم در خود انقلاب است تقريبا متولدين سال ۱۳۴۵ هستند. نسل اول و دوم در جنگ بودند و ايران آن موقع در مقابل ۳۵ كشور جهان مي جنگيد. نسل سوم بچه هايي هستند كه بعد از انقلاب متولد شده اند. نسل بعدي كه نسل چهارم است در اواخر دهه شصت و اوايل ۷۰ به دنيا آمده اند. تغييرات اساسي در كشورمان در زمان همين نسل چهارم ايجاد شده است.
چقدر درست است كه ما نسل ها را طبقه بندي كنيم؟ همين باعث شده كه در ايران بين نسل سوم و نسل چهارم خيلي اختلاف به وجود بيايد. نسل سومي ها مي گويند ما در شرايط دشواري بزرگ شديم و با سختي به جايي رسيديم، اما شما نسل چهارمي ها خيلي راحت و آسوده به تمام خواسته هايتان رسيده ايد. اين درست است؟
حالامن از شما يك سوال دارم. آيا تغييرات از نظر شما خوب است يا بد؟

از نظر ما نسبي است اما تغييرات مي تواند خوب باشد و نكات مثبتي نصيب ما شود.
اما به نظر من تغيير كردن يك امر طبيعي است. به قول يكي مي گفت: دايناسور ها نتوانستند تغييرات را بپذيرند و رفتند اما سوسك ها توانستند تغييرات را بپذيرند و ماندند. نسلي كه تغييرات را نپذيرد مشكل پيدا مي كند. نسل جديد نسل آرامي نيست اما نسل گذشته نسل آرامي بود. نسل جديد نسل مصرف زده است همان طور كه چارلي چاپلين در فيلم عصر جديد نشان همه داد نسل جديد مشكلات خاص خودش را دارد.

الان بيشترين بحث ما روي ادبيات است، اگر مي توانيد از اين نظر صحبت كنيم.
ما بايد در ابتدا، بحث خانواده را داشته باشيم تا به آن المان هايي كه مدنظر شماست برسيم، حالامن در ساختارهاي كلي براي شما توضيح مي دهم.

شما گفتيد طبق دسته بندي هاي انجام شده، تغييرات متفاوتي انجام شده است، از نظر ما تغييرات متفاوت، نسل متفاوت به وجود مي آورد، در واقع اين نسل جديد با نسل گذشته خود خيلي فرق دارد، اين در صورتي است كه نسل گذشته با نسل قبل خود اين همه تفاوت نداشت، دليل اين اتفاق چيست؟
بله، من با شما موافقم، دليل مهم آن، اينترنت و آي تي است، زماني كه نوجوان بودم و آن زمان جنگ بود، مطبوعات به شدت كم بودند و تلويزيون هم فقط دو شبكه داشت، اما بچه هاي امروزي در ايران يا هر جاي ديگري مثلاامريكا با هم در يك سطح اطلاعاتي هستند. اما يكي از بحث هاي مهم در تربيت فرزند اشتغال زنان است، هم اكنون نيمي از ازدواج ها به طلاق عاطفي منجر مي شود. ما يك دانش داريم و يك بينش، اين در ايران اصلاخوب نيست، در ايران قديم بچه يي كه در كنار پدر و مادر خود آموزش مي ديد صاحب بينش مي شد، يعني درس صبوري داشتن، گذشت كردن و چگونه زيستن با همسر را مي آموخت، اين ثابت شده است كه مادر اگر در خانه نباشد، آسيب فرزندان هم بيشتر مي شود به ويژه براي پسران اين آسيب خيلي زياد است. جايي كه نظارت كمتر باشد، آسيب اجتماعي فرزند بيشتر مي شود. ما چند كانون مهم براي تربيت داريم، خانواده، رسانه، جامعه و مدرسه. در قديم اين سازمان ها نبودند و همه آنها در خانواده خلاصه شده بود. خانواده در قديم داراي تقسيم هويت بود ولي الان نيست ما خيلي وقت ها بچه را با لذت رنج بزرگ مي كنيم نه رنج لذت و اين فرزند را از خانواده دور مي كند و يك آسيب بزرگ است.

اين لذت رنج و رنج لذت را توضيح دهيد.
مثال گل سرخ را براي شما مي زنم، گل سرخ تيغ دارد اما وقتي تيغ آن را بكنيم عمر او كوتاه مي شود، رنج مثل آن تيغي است كه بايد براي انسان باشد، بعضي بچه ها مي گويند براي يك بچه شهري يك گردان مشغول كار هستند اما يك بچه روستايي بايد در خدمت يك گردان باشد. وقتي ما همه چيز را براي كودك فراهم كنيم و او رنجي در به دست آوردن آن نبيند ديگر لذتي نخواهد برد و در آينده اش هم همين است و به مشكل مي خورد.

آقاي دكتر شما گفتيد كه ما تفاوت در اصول نداريم و در الگوها متفاوت هستيم، اما از نظر ما تفاوت در اصول است نه الگو، چون نسل جديد خيلي از اصول نسل قبل را قبول ندارد.
اين نمي شود اصول و الگو، اين خرده فرهنگ و رفتارهاي كوچك است. ما اصولي داريم مثل سنت كه آن را حفظ مي كنيم و نمي توانيم سنت را فراموش كنيم. تاريخ تكرار مي شود، البته هم كليات تاريخ و هم جزييات تاريخ تكرار مي شود. اين نكته فقط در ايران نيست بلكه در سراسر جهان است. براي مثال نسل قديم به رزق حلال خيلي اعتقاد داشت اما نسل جديد اين گونه نيست، آن هم به اين خاطر است كه بيزينس مي كند. متاسفانه در نسل جديد عدم تعلق به ارزش ها زياد شده است و دليلش مي تواند اين باشد كه بسترهاي اجتماعي در جامعه خيلي كم شده است.

تاكيد زياد روي سنت ها در ايران باعث اين اتفاق نشده كه به نوعي نسل جديد بي تعلق به ارزش هاست؟
ما سه نوع تفكر داريم: تفكر سنتي، ايراني و غربي. به نظر من سنت بايد با زمان پيش برود. ما بايد تمام سنت ها را با امروز رمز گشايي كنيم نه با مفهوم هاي گذشته. مسائل گذشته زماني مي تواند راهگشا باشد كه با مفاهيم امروزي رمزگشايي شوند. پس دليل بي تعلقي همين است. سه مورد است كه روي جوانان به شدت تاثير مي گذارد: محيط، ژن و تربيت. امروزه مي گويند بحث تربيت مافوق تمام مباحث است، در قديم اگر كسي مشكلي پيدا مي كرد خانواده مشكل او را برطرف مي كرد اما امروزه سازمان ها و نهادهايي هستند كه مشكل را برطرف مي كنند، خب اين باعث چه اتفاقي مي شود؟ اين اتفاق كه فرد از خانواده دور مي شود و خانواده ديگر كانون تربيت نيست و از مقام اجتماعي خود نزول پيدا مي كند. نتيجه آن است نسل قديم به پدر و مادر خود خيلي اعتماد داشتند اما در نسل جديد اين گونه نيست، اعتماد سرمايه اجتماعي است. در ايران اعتماد به مادر ۹۷ درصد و به پدر ۹۶ درصد است. اعتماد در جوان روح اميدواري ايجاد مي كند، جوان ويژگي هايي دارد كه ما درك نمي كنيم. مثلاجوان خوشش نمي آيد كه نصيحتش كني، خب بايد رعايت كنيم.

سوالي مهمي كه وجود دارد اين است كه هميشه نمي توانيم بگوييم كه اينترنت باعث اين شكاف نسلي شده است، چرا پدر و مادر ها نمي توانند فرزنداني شبيه خودشان تربيت كنند، كه البته اين در گذشته خيلي بيشتر بوده است ولي چرا كم شده است؟
به دليل اينكه الگوي تربيتي تغيير كرده است، ما امروز به جاي خانواده جامعه، رسانه، ماهواره و اينترنت داريم. در قديم تعارض بين مراكز تربيتي وجود نداشت اما امروزه اين مشكل وجود دارد.

اين مراكز مي توانند با همديگر منطبق شوند تا اين مشكلات به وجود نيايد.
ما در ايران قوميت هاي مختلف داريم و عقايد مختلف هم داريم، خيلي مانده است تا به دموكراسي اجتماعي برسيم. در ايران سه مساله به مردمش هويت مي بخشد، ايراني بودن، شيعه بودن و پيشينه آدم ها. ما اگر بتوانيم سه هويت ملي، فردي و مذهبي خود را شرح دهيم به نتايج خوبي مي رسيم. مراكز آموزشي وظيفه تربيت بچه را نمي توانند به خوبي انجام دهند. بچه امروز تنها است، ما در ايران حمايت ها را برداشتيم و با بچه ها حرف مي زنيم، سخن نمي گوييم يعني فقط حرف هاي آنها را مي شنويم اما به آنها عمل نمي كنيم. چند نكته مهم وجود دارد، اشتغال پدر و مادر، به دست گرفتن تربيت كودكان توسط مراكز تربيتي متخصص، جامعه و رسانه، اينها مي توانند خيلي تاثيرگذار باشند.

درباره هويت براي ما توضيح دهيد تا متوجه شويم دقيقا هويت چيست؟
به نظر من شاخصه هويت را در بخش مهمي قرار دهيد. اولين نكته يي كه مطرح است اينكه هويت در واقع چيست؟ خب مي گويند هويت ريشه است و به معني يكي شدن با خود است. شما اين را قبول داريد؟ هويت يعني يكي بودن با ذات. ما چند نوع هويت داريم، هويت فردي كه يعني انسان نسبت به خودش چه احساسي دارد. الان نسبت به قديم احساس جوان ها به خود كمتر شده است و دليل آن ناسپاسي است و زياده خواهي را هم مي توان به آن افزود. هويت بعدي هويت اجتماعي است، يك احساس مشترك، مثلاآداب و خلق يك گروه در واقع هويت اجتماعي درست مي كند. هويت ملي، احساس تعلق به ارزش هاي يك ملت است مثل اسطوره ها، در واقع اسطورها همان تاريخ هستند. هويت ديني، اعتقاد به ارزش هاي ديني و ارزش هايي كه در طول تاريخ شكل گرفته اند، هويت ديني در طول تاريخ ايران مهم بوده است و تا حدودي از هويت تاريخي هم مهم تر بوده است. بعدي هويت سياسي است، در واقع اعتقاد به يك ايدئولوژي سياسي است و هويت آخر هويت شغلي است. بچه هاي ما اين هويت ها را ندارند و در واقع دير به آنها مي رسند. نسل قديم در كنار خانواده به اين هويت ها مي رسيد اما نسل جديد با توجه به اينكه از خانواده دور شده است دير به اين هويت ها مي رسد. بچه هاي امروز سردرگم هستند و نمي دانند چه مي خواهند.

درباره ادبيات نسل جديد اتفاقي افتاده كه امروزه زباني كه بين بچه ها رايج است خيلي كوچه بازاري و عاميانه شده، زمان هايي است كه بچه ها حرفي را جلوي بزرگ تر ها مي زنند كه نسل گذشته يي ها از شنيدن آن تعجب مي كنند و پيش خودشان مي گويند ما اين گونه در مقابل پدر و مادر حرف نمي زديم، از نظر ما ادبيات خيلي تغيير كرده و غيررسمي شده، درست است؟
زبان مثل لباس است، ما يك زبان رسمي داريم و يك زبان گفتار. در شرايط رسمي بايد از لباس هاي رسمي استفاده كرد. زبان به تربيت برمي گردد. خيلي از اين آدم ها وقتي در خانواده اجازه صحبت به آنها داده نمي شود دچار افسردگي مي شوند و اين روي زبان آنها تاثير مي گذارد. دليل اصلي اين است كه بچه هاي ما به جاي اينكه زبان را از خانواده يادبگيرند از جامعه ياد مي گيرند.

از نظر شما جوان هاي امروزي توليدي براي جامعه دارند؟ يك جوان نسل سومي توليد بيشتري داشت يا يك نسل امروزي؟
البته من نمي توانم اين سوال را به تمام جامعه تعميم دهم اما مي توان گفت از نظر ويتريني نسل جديد توليد بيشتري دارد و از نظر محتوايي نسل قديم. اصولانشانه به هويت رسيدن جوان ها قانونمندي آنها و طرح داشتن آنها است. نسل جديد چه طرحي دارد؟ اگر طرحي براي ارائه به جامعه داشته باشد يعني به هويت رسيده است.

از نظر ويتريني يعني چه؟
كميت رشد كرده اما از نظر كيفيت رشدي نداشتيم، شما خودتان يك ليسانسه قديم را با يك ليسانسه جديد مقايسه كنيد. ما اگر الان مطالبي را مي دانيم چون تعدادي استاد خوب داشتيم. آن اساتيد ما را توليد كردند و حالاما مي خواهيم چه كساني را توليد كنيم؟ ما كشف استعداد نداريم وقتي كشف استعداد نباشد، چگونه بايد توليد فكر داشته باشيم؟

با توجه به اينكه شما شاگردان نسل چهارمي هم زياد داريد، چه تفاوت هاي ديگري در اخلاق و رفتار آنها مي بينيد و براي ما چه راهي را پيشنهاد مي كنيد؟
تفاوت هاي ساختاري دارند، چند وقت پيش برنامه يي را مي ديدم كه كره و ژاپن هم به اين مشكل برخورده اند. ما فرهنگ مقاوم در دنيا داشتيم: همه اقوامي كه به ايران حمله كردند از نظر فرهنگي شكست خوردند. شايد مراكز فرهنگي كه عهده دار فرهنگسازي بوده اند نتوانستند به خوبي اين كار را انجام دهند. پيشگيري تقدم بر درمان دارد ما با ترك دادن هر معتاد مي توانيم هفت موقعيت شغلي ايجاد كنيم اما خيلي مراكز فرهنگي كه وظيفه اين كار را داشته اند از نظر مالي مشكل دارند و تعطيل شده اند ما بايد از حوادث اجتماعي مثل طلاق و اعتياد پيشگيري كنيم. امروزه تمركز روي سرمايه اجتماعي است هر چقدر اعتماد بالاتر برود بچه سرمايه اش بيشتر مي شود. اما سرمايه اجتماعي از طريق مراقبت ذهن ايجاد مي شود يعني اينكه در خانواده تربيت درست انجام شود و اين باعث بالارفتن سرمايه اجتماعي مي شود، سرمايه اجتماعي زمان مي برد تا انباشته شود و در طول زمان به نظر مي رسد بايد بازتوليد شود. حالانمي دانم چقدر اين بحث ها به درد شما خورد
ما در صفحه تا حالااز اين منظر و از ديد جامعه شناسي و روانشناسي به آن نگاه نكرده بوديم و ديد تازه يي به ما داديد از شما سپاسگزاريم

 روزنامه اعتماد، شماره ۲۵۲۲ به تاريخ ۲۷/۷/۹۱، صفحه ۸ (نگاه دوم)

لينک کوتاه به اين مطلب:
http://magiran.com/n2604875